Skip to content
LingunAI
Explore
Travel

گم‌شده در بازار قدیمی

Lost in the Old Market

A1 · Beginner · 1 min read

یارا و آدام به دیدن مادربزرگشان می‌روند. او می‌گوید: «لطفاً از بازار قدیمی زعفران بخرید». آن‌ها از هم جدا می‌شوند. زود هر دو در کوچه‌ها گم می‌شوند!

دختری به اسم سارا یک دکه‌ی کوچک چای دارد. یارا آن را پیدا می‌کند. آدام هم آن را پیدا می‌کند. سارا یک نقشه می‌کشد و چای مجانی است. آن‌ها دیر با زعفران به خانه برمی‌گردند. مادربزرگ می‌خندد. «من با مادربزرگ سارا هم‌مدرسه‌ای بودم!»

Sign in to save words and sentences from this story as flashcards.

Read it at A2 Same story, a little harder.

More stories