Skip to content
LingunAI
Explore
Travel

پسری که شن را می‌خواند

The Boy Who Read the Sand

A1 · Beginner · 1 min read

کریم دوازده ساله است. با پدربزرگش ادریس و چهار شتر از صحرا می‌گذرد. ادریس می‌گوید: «باد روی شن نقش می‌کشد. باد را روی گونه‌ی چپت نگه دار.» طوفان شن می‌آید. ادریس بیمار است و از شترش می‌افتد. می‌گوید: «کریم، حالا تو باید ما را راهنمایی کنی.»

کریم شترها را پشت سر هم می‌بندد. تمام شب راه می‌رود. باد روی گونه‌ی چپش است. صبح نخل‌ها را می‌بیند. واحه! ادریس می‌پرسد: «چه کسی به تو یاد داد؟» کریم می‌گوید: «شما، پدربزرگ.»

Sign in to save words and sentences from this story as flashcards.

Read it at A2 Same story, a little harder.

More stories