Skip to content
LingunAI
Explore
Mystery

ساعتی که سه و هفت دقیقه می‌ایستاد

The Clock That Stopped at 3:07

A1 · Beginner · 1 min read

نینا در یک شهر کوچک زندگی می‌کند. در شهر یک ساعت بزرگ هست. هر شب ساعت بزرگ سر سه و هفت دقیقه می‌ایستد. هر صبح آقای وارگا به برج می‌رود و ساعت را دوباره راه می‌اندازد.

نینا می‌خواهد بداند چرا. یک شب با یک چراغ‌قوه در میدان می‌نشیند. سر سه و شش دقیقه یک گربه‌ی خاکستری می‌آید. گربه روی ساعت می‌خوابد. ساعت می‌ایستد!

نینا یک سبد برای گربه می‌آورد. حالا ساعت هیچ‌وقت نمی‌ایستد. مردم شهر اسم گربه را «دقیقه» می‌گذارند.

Sign in to save words and sentences from this story as flashcards.

Read it at A2 Same story, a little harder.

More stories