Skip to content
LingunAI
Explore
Art, music & sport

رهبری که نمی‌شنید

The Conductor Who Could Not Hear

A1 · Beginner · 1 min read

در یک شهر کوچک گروه کری از نه خواننده هست. آن‌ها بد می‌خوانند. رهبر پیر می‌رود. رهبری تازه می‌آید، خانم فرو. او روی تخته می‌نویسد: «من ناشنوا هستم. باید به من نگاه کنید.» خواننده‌ها کفش‌هایشان را درمی‌آورند. موسیقی را در زمین حس می‌کنند. به دست‌های او نگاه می‌کنند. سه هفته بعد چهارصد نفر به کنسرت می‌آیند. خواننده‌ها با هم شروع می‌کنند. در پایان همه کف می‌زنند. خانم فرو دست‌های زیادی را در هوا می‌بیند.

Sign in to save words and sentences from this story as flashcards.

Read it at A2 Same story, a little harder.

More stories