یوسف یازده ساله است. به یک کشور تازه میرود. در مدرسه از هر ده کلمه یکی را میفهمد. در بوفه میخواهد بگوید: «گرسنهام.» میگوید: «من یک ساندویچ هستم!» خانم بوفه یک خیارشور به او میدهد. هر شب یوسف پنج کلمهی تازه یاد میگیرد. بعد از دو ماه باید یک دقیقه حرف بزند. میگوید: «روز اول گفتم: من یک ساندویچ هستم.» همه میخندند! این اولین شوخی اوست. در بوفه دو خیارشور میگیرد.
Explore
Everyday life
اولین شوخی
The First Joke
Sign in to save words and sentences from this story as flashcards.
Read it at A2
Same story, a little harder.