Skip to content
LingunAI
Explore
Art, music & sport

آخرین دونده

The Last Runner

A1 · Beginner · 1 min read

ماراتن شهر تمام می‌شود. برنده بعد از دو ساعت از خط پایان رد می‌شود. جمعیت به خانه می‌رود. ساعت هفت عصر هانا هنوز می‌دود. او بیشتر از شصت سال دارد. او برای شوهرش می‌دود. شوهرش همیشه می‌گفت: «تمامش کن، هر چقدر هم که طول بکشد».

یک کارگر پیر نوار خط پایان را جمع نمی‌کند. چند نفر در صد متر آخر با چراغ گوشی‌هایشان می‌ایستند. هانا در تاریکی از خط رد می‌شود. حدود بیست نفر دست می‌زنند. هانا می‌گوید: «ممنونم که منتظر ماندید».

Sign in to save words and sentences from this story as flashcards.

Read it at A2 Same story, a little harder.

More stories