در مدرسه آیکو و ماتئو ظرف ناهار اشتباهی را برمیدارند. آیکو امپانادا و یک یادداشت اسپانیایی میبیند. ماتئو گلولههای برنج با آلوی ترشی میبیند. هر دو تعجب میکنند. بعد غذا را میچشند. خیلی خوشمزه است!
روی نیمکت همدیگر را میبینند. آیکو میگوید: «بیا هر جمعه عوض کنیم». زود همهی کلاس میآیند. هر کس یک غذا از خانه میآورد. اسمش «ضیافت جمعه» است. خانم معلم دامپلینگهای مادربزرگ یکی از بچهها را میچشد. نزدیک است گریه کند.