Skip to content
LingunAI
Explore
Food

شبِ صد تنور

The Night of a Hundred Ovens

A1 · Beginner · 1 min read

سلما نانواست. هر پاییز دهکده شام بزرگی می‌دهد، سفره‌ی بلند. سلما باید سیصد نان بپزد. اما یک عصر تنورش ترک می‌خورد! دود اتاق را پر می‌کند. نوه‌اش لوته زنگ مدرسه را می‌زند. همسایه‌ها می‌آیند و هرکس کمی خمیر به خانه می‌برد.

تمام شب در تنورهای خودشان نان می‌پزند. صبح سفره پر از نان است. سلما می‌گوید: «این نان من نیست.» لوته می‌گوید: «نه. نان ماست.»

Sign in to save words and sentences from this story as flashcards.

Read it at A2 Same story, a little harder.

More stories